محمدرضا شافعینیا در تاریخ ۲۱ آبان ۱۴۰۴ اعلام کرد:
«طبق آمار گمرک، چندبرابر نیاز کشور ذرت وارد کردهایم؛ ولی معلوم نیست این ذرتها کجا رفته؟ با ۵ میلیون تن واردات نیمه اول سال، بیشتر نیاز کشور تأمین میشود.»
این ادعا در فضای رسانهای بازتاب گستردهای یافت و برخی رسانهها آن را نشانهای از «عدم شفافیت در واردات نهادههای دامی» دانستند.
بررسی دادههای رسمی
۱. وضعیت واردات ذرت در سال ۱۴۰۴
براساس آمار گمرک تا پایان ۷ ماهه نخست سال ۱۴۰۴:
-
۶ میلیون تن ذرت دامی وارد کشور شده است.
-
از نظر حجم و ارزش، دومین کالای وارداتی کشور است.
-
ارزش واردات این کالا حدود ۱.۹ میلیارد دلار گزارش شده است.
۲. نیاز واقعی کشور به ذرت؛ تفکیک دو محصول
الف) ذرت علوفهای
-
نیاز سالانه: حدود ۱۵ میلیون تن
-
تولید داخلی: ۱۸ میلیون تن
-
نتیجه: تأمین کامل در داخل؛ نیازی به واردات نیست.
ب) ذرت دانهای
-
نیاز سالانه: ۹ تا ۱۰ میلیون تن
-
تولید داخلی: حدود ۱ میلیون تن
-
نتیجه: کشور بهطور ساختاری وابسته به واردات ذرت دانهای است.
گزارش اتحادیه واردکنندگان نهادهها نیز مصرف کل ذرت دانهای را در همین بازه ۹ تا ۱۰ میلیون تن اعلام میکند.
۳. آیا واردات چندبرابر نیاز بوده است؟
با تداوم روند ۷ماهه، مجموع واردات سال ۱۴۰۴ حدود ۹ تا ۱۰ میلیون تن برآورد میشود. این رقم:
-
نه بیشتر از نیاز کشور است،
-
نه چندبرابر،
-
بلکه تقریباً برابر با مصرف سالانه ذرت دانهای است.
بنابراین ادعا مبنی بر «چندبرابر واردکردن نهاده»، با دادههای رسمی همخوانی ندارد.
چرا باوجود واردات بالا، کمبود احساس میشود؟
تجربه بازار نهادههای دامی نشان میدهد ورود کالا به کشور الزاماً بهمعنای تأمین مناسب تولیدکننده نیست. شکاف میان واردات و دسترسی واقعی میتواند از عوامل زیر ناشی شود:
-
ضعف در شبکه نظارت و توزیع
-
دپو یا تأخیر در ترخیص کالا
-
ذخیرهسازی برای دورههای بعد
-
قاچاق معکوس به کشورهای همسایه
-
مصرف نهاده در بخشهای غیردامی یا تولیدات غیرمرتبط
در نتیجه، کمبودهای مقطعی لزوماً به «کم بودن واردات» مرتبط نیست.
نتیجهگیری
دادههای رسمی گمرک و گزارشهای تخصصی نشان میدهد واردات ذرت دانهای در سال ۱۴۰۴ تقریباً معادل نیاز واقعی کشور بوده است.
بنابراین:
ادعای مطرحشده از سوی مدیرعامل اسبق مؤسسه جهاد استقلال مبنی بر واردات چندبرابر نیاز، نادرست است.