پیام باقری نایب‌رئیس اتاق بازرگانی روز پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴ در اظهاراتی مدعی شد:
«حداقل ۲۷ و نیم تریلیون دلار ارزش ذخایر و منابع کشور است و ایران ظرفیت سرمایه‌گذاری ۱۰۰۰ میلیارد دلاری دارد».

در این ادعا، مهم‌ترین محور، اتصال مستقیم بین «ارزش ذخایر و منابع طبیعی» و «ظرفیت ۱۰۰۰ میلیارد دلاری سرمایه‌گذاری» است؛ بدون آنکه جزئیات فنی، محدودیت‌های اجرایی یا افق زمانی تحقق چنین ظرفیتی توضیح داده شود.

برآورد ۲۷/۵ تریلیون دلاری منابع طبیعی ایران

سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی ایران در خرداد ۱۴۰۴، ارزش منابع طبیعی کشور شامل نفت، گاز، معادن، دریا، جنگل‌ها و… را «حدود ۲۷/۵ تریلیون دلار» برآورد کرده است.
این برآورد، ایران را در زمره کشورهایی با ذخایر طبیعی بزرگ قرار می‌دهد، اما باید توجه داشت که این رقم، برآوردی کلی از «ارزش بالقوه» منابع طبیعی است، نه منابع آماده بهره‌برداری یا قابل‌سرمایه‌گذاری فوری.

ظرفیت محدود ذخایر قابل‌دسترس و کشف‌شده

طبق گزارش رسمی، تنها حدود ۲ درصد از مجموع «ذخایر بالقوه» معدن کشور تاکنون کشف و ثبت شده است.
این یعنی حدود ۹۸ درصد از این منابع هنوز نیازمند اکتشاف، مطالعه و سرمایه‌گذاری اولیه برای رسیدن به مرحله استخراج و بهره‌برداری هستند.

بنابراین بخش عمده عدد ۲۷/۵ تریلیون دلاری، در سطح ظرفیت خام و بالقوه قرار دارد و بدون طی مراحل طولانی اکتشاف، توسعه زیرساخت، تأمین فناوری و سرمایه، نمی‌توان آن را به‌عنوان «پایگاه بالفعل» برای جذب صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در نظر گرفت.

وضعیت واقعی سرمایه‌گذاری خارجی (FDI) در ایران

طبق گزارش‌های کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD) در سال ۲۰۲۴، جریان ورودی سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) به ایران در سال‌های اخیر بسیار محدود بوده است.
در سال ۲۰۲۳، میزان FDI ایران حدود ۱/۵ تا ۲ میلیارد دلار بوده و حتی در بهترین سال‌ها و پیش از تشدید تحریم‌ها، این رقم به‌ندرت از حدود ۵ میلیارد دلار فراتر رفته است.

این ارقام نشان می‌دهد سطح واقعی جذب سرمایه در اقتصاد ایران، فعلاً فاصله بسیار زیادی با عدد «۱۰۰۰ میلیارد دلار» دارد و بدون رفع موانع ساختاری و بهبود جدی محیط کسب‌وکار و روابط خارجی، نمی‌توان از تحقق چنین ظرفیتی در عمل سخن گفت.

مقایسه با کل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جهان

بر اساس همین گزارش‌ها، کل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی جهان در سال ۲۰۲۳ حدود ۱/۳ تریلیون دلار بوده است.
در چنین مقیاسی، اختصاص ۱۰۰۰ میلیارد دلار (تقریباً ۷۷ درصد کل FDI جهان) به یک کشور واحد – آن هم کشوری با اقتصاد متوسط و تحت تحریم – از منظر ساختار اقتصاد جهانی و منطق توزیع سرمایه‌گذاری، عملاً غیرواقع‌بینانه است.

این مقایسه نشان می‌دهد عدد «۱۰۰۰ میلیارد دلار» در صورتی که بدون قید و توضیح درباره افق زمانی، شرایط لازم و سهم ایران از بازار جهانی سرمایه مطرح شود، می‌تواند تصویر اغراق‌آمیزی از ظرفیت سرمایه‌پذیری ایران در ذهن مخاطب ایجاد کند.

جمع‌بندی و ارزیابی نهایی

ایران از نظر منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و ظرفیت بازار داخلی، پتانسیل بالایی برای توسعه و جذب سرمایه‌گذاری دارد و برآورد ۲۷/۵ تریلیون دلاری، به‌معنای نبود ظرفیت در اقتصاد ایران نیست. با این حال:

  • این برآورد عمدتاً ناظر بر ارزش بالقوه منابع طبیعی است، نه ذخایر اثبات‌شده و آماده بهره‌برداری فوری؛
  • تنها حدود ۲ درصد از ذخایر معدنی کشف و ثبت شده و ۹۸ درصد همچنان در مرحله بالقوه است؛
  • جریان واقعی FDI ایران در سال‌های اخیر در محدوده ۱/۵ تا ۲ میلیارد دلار و در بهترین سال‌ها زیر ۵ میلیارد دلار بوده است؛
  • عدد ۱۰۰۰ میلیارد دلار نسبت به کل FDI جهان (حدود ۱/۳ تریلیون دلار) فوق‌العاده بزرگ است و بدون ذکر شروط و افق زمانی، تصویر نادرستی از مقیاس واقعی سرمایه‌گذاری‌پذیری ایران ارائه می‌دهد.

با توجه به این موارد، اصل اشاره به وجود ظرفیت‌های بزرگ طبیعی در ایران قابل‌فهم است، اما طرح عدد «ظرفیت سرمایه‌گذاری ۱۰۰۰ میلیارد دلاری» بدون توضیح درباره محدودیت‌ها، شرایط تحقق و مقیاس جهانی سرمایه‌گذاری، گمراه‌کننده ارزیابی می‌شود.

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *