معرفی پروژه
پروژه Landbridge مسیر ریلی میان جده در غرب و دمام در شرق عربستان را ایجاد میکند تا حمل کالا و مسافر بدون نیاز به عبور از مسیرهای دریایی انجام شود. این خط ریلی، نخستین مسیر حملونقل زمینی مستقیم میان دو ساحل عربستان خواهد بود.
اهداف و اهمیت راهبردی
Landbridge بخشی از طرح تحول اقتصادی Vision 2030 است و هدف آن، تبدیل عربستان به مرکز ترانزیت منطقهای است. این مسیر بنادر غربی (جده، ینبع) را به بنادر شرقی (دمام، جبیل) متصل میکند و نقش مهمی در کاهش وابستگی عربستان به تنگه هرمز دارد.
زمانبندی، هزینه و چالشهای اجرایی
ایده اولیه پروژه به اوایل دهه ۲۰۰۰ بازمیگردد، اما اجرای آن بارها بهدلیل چالشهای مالی و فنی به تعویق افتاده است. برآورد هزینهها بین ۷ تا ۱۱ میلیارد دلار است و قرار است با مدل مشارکت عمومی–خصوصی (PPP) تأمین مالی شود.
از جمله موانع اصلی پروژه میتوان به گرمای شدید بیابان، تملک اراضی، کمبود آب و هزینههای بالای ساخت در زمینهای شور و بیثبات اشاره کرد.
نقش در انتقال نفت و انرژی
Landbridge برای انتقال نفت خام طراحی نشده و مکمل خط لوله East–West است. این مسیر بیشتر برای حمل فرآوردههای پالایششده و محصولات پتروشیمی میان شرق و غرب کشور بهکار میرود. با توجه به ظرفیت محدود قطارهای باری (۶۰ تا ۸۰ هزار بشکه در هر سفر)، جایگزینی کامل خط لوله از نظر مقیاس فنی و اقتصادی غیرممکن است.
مخاطرات فنی و اقتصادی
انتقال مواد نفتی با قطار مستلزم واگنهای مخصوص، عایق ضد نشت و هزینههای بالای بیمه و نگهداری است. دمای بالای کویر و استهلاک ناوگان، چالشهای مداومی برای بهرهبرداری ایمن ایجاد میکند. تجربه پروژههای بزرگ مشابه در منطقه نیز نشان میدهد که هزینهها معمولاً فراتر از برآوردهای اولیه خواهند رفت. افزونبراین، بیثباتی سیاسی در خلیج فارس، دریای سرخ یا یمن، ریسک سرمایهگذاری خارجی در پروژه را افزایش میدهد.
تأثیر بر تجارت منطقهای و تنگه هرمز
اجرای کامل Landbridge میتواند بخشی از صادرات غیرنفتی عربستان را بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای غربی برساند. بااینحال، تنگه هرمز همچنان مسیر حیاتی برای صادرات نفت کشورهای ایران، عربستان، عراق، کویت و امارات باقی میماند. این پروژه درواقع جایگزین هرمز نیست، بلکه تنها وابستگی عربستان به آن را کاهش میدهد.
وابستگی شرق آسیا به نفت خلیجفارس
چین و هند بخش عمده واردات نفت خود را از مسیر تنگه هرمز تأمین میکنند. در سال ۲۰۲۴، چین حدود ۶۴٫۸ میلیون تُن و هند ۳۳٫۳ میلیون تُن نفت از عربستان وارد کردهاند. بنابراین، Landbridge تأثیری بر مسیر صادرات نفت به شرق آسیا ندارد و تمرکز آن بر مسیرهای غربی است.
اثر بر جایگاه ایران در ترانزیت منطقهای
Landbridge رقیب بالقوه کریدور شرق–غرب ایران محسوب میشود. عربستان میکوشد مسیر جایگزینی برای اتصال بازارهای آسیایی و اروپایی بدون عبور از خاک ایران ایجاد کند. این موضوع میتواند بخشی از ظرفیت ترانزیتی آینده ایران را تهدید کند، مگر آنکه کشور مسیرهای اقتصادی و لجستیکی خود را با سرعت و بهرهوری بیشتری توسعه دهد.
اتصال منطقهای و مسیرهای آینده
در بلندمدت، Landbridge به شبکه ریلی شورای همکاری خلیجفارس (GCC Railway) متصل خواهد شد که شش کشور عربی را به هم پیوند میدهد. همچنین، اتصال احتمالی آن به اردن و از آنجا به ترکیه و اروپا در دست بررسی سیاسی است. به موازات آن، امارات و عمان نیز پروژههای ترانزیتی خود را گسترش میدهند و رقابت منطقهای در حال افزایش است.
جمعبندی راهبردی
پروژه Landbridge بیش از آنکه اقتصادی باشد، اقدامی راهبردی است که هدفش افزایش امنیت مسیرهای صادراتی و تثبیت جایگاه عربستان در زنجیره ترانزیت جهانی است. با وجود چالشهای اقلیمی و مالی، این طرح نشاندهنده تلاش ریاض برای شکلدهی به مسیرهای جدید تجاری در منطقه است.
بااینحال، تنگه هرمز همچنان شاهراه انرژی جهان باقی میماند و ایران برای حفظ جایگاه خود باید توسعهی مسیرهای ترانزیتی و کریدورهای بینالمللی را در اولویت سیاستگذاری قرار دهد.