با فعالسازی مکانیسم ماشه توسط کشورهای اروپایی، تهدید بازگشت تحریمهای بینالمللی علیه ایران مطرح شده است. بررسیها نشان میدهد که این اقدام میتواند صادرات نفت و زنجیره تأمین را تحتتأثیر قرار دهد، اما تجربیات تاریخی و حمایت شرکای آسیایی مانند چین و روسیه، امکان مدیریت این چالشها را فراهم میکند و چشمانداز اقتصادی را باوجود دشواریها، امیدوارکننده نگه میدارد.
اکومتر در اینجا به بررسی گزارش منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ 5 مهر 1404 میپردازد. همچنین، منابع معتبری مانند شورای روابط خارجی (CFR) و شورای آتلانتیک را مورد استفاده قرار داده، تا تصویری دقیقتر و واقعبینانه از این مسئله تحریمها علیه ایران ارائه دهد.
تاریخچه تحریمها علیه ایران
تحریمهای علیه ایران ریشه در تنشهای سیاسی طولانیمدت دارد و تأثیر مستقیمی بر صادرات نفت گذاشته است. بر اساس آمارهای بینالمللی در سال ۱۹۷۹، پس از اشغال سفارت آمریکا در تهران و بحران گروگانگیری، رئیسجمهور کارتر تحریمهای اولیه را اعمال کرد که شامل ممنوعیت واردات نفت ایران به آمریکا و مسدودکردن داراییهای ایرانی بود. این تحریمها در ۱۹۸۴ با ممنوعیت فروش تسلیحات گسترش یافت. در ۱۹۹۵، بیل کلینتون تحریمهای گستردهتری وضع کرد، از جمله embargo کامل نفتی و تجاری برای شرکتهای آمریکایی، و در ۱۹۹۶ قانون تحریمهای ایران و لیبی (ILSA) تصویب شد که شرکتهای خارجی را نیز هدف قرار میداد.
در دهه ۲۰۰۰، با تشدید نگرانیها از برنامه هستهای ایران، تحریمها چندجانبه شدند. سازمان ملل بین ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ شش قطعنامه تحریمی تصویب کرد که صادرات نفت، بانکداری و فناوری را محدود میکرد. آمریکا در ۲۰۱۰ قانون جامع تحریمها (CISADA) را صادر کرد که فشار بر شرکتهای خارجی برای خروج از ایران را افزایش داد. نتیجه این بود که صادرات نفت ایران از بیش از ۲.۲ میلیون بشکه در روز در ۲۰۱۱ به کمتر از یک میلیون بشکه در ۲۰۱۴ سقوط کرد.
توافق برجام در ۲۰۱۵ تحریمها را کاهش داد و صادرات ایران تا ۲۰۱۷ به ۱.۸۵ میلیون بشکه رسید. اما خروج ترامپ از برجام در ۲۰۱۸ و بازگرداندن تحریمها، صادرات را تا ۲۰۲۰ به ۴۴۴ هزار بشکه کاهش داد. از ۲۰۲۰، ایران با استراتژیهای نوین مانند استفاده از کشتیهای قدیمی، انتقال کشتی به کشتی و خاموشکردن ردیابها، صادرات را به ۱.۶ میلیون بشکه در ۲۰۲۵ بازگرداند، عمدتاً مقصد صادرات ایران به کشور چین بود. این تاریخچه نشان میدهد که تحریمها همیشه چالشبرانگیز بودهاند، اما ایران توانسته با انعطافپذیری، جریان درآمد را حفظ کند؛ هرچند با هزینههای بالاتر و تخفیفهای بیشتر.
تأثیر ماشه بر درآمد نفت و زنجیره تأمین؛ چالشهای واقعی اما قابلمدیریت
فعالسازی مکانیسم ماشه توسط بریتانیا، فرانسه و آلمان، میتواند تحریمهای تسلیحاتی، مالی و انرژی را بازگرداند. این امر هزینههای حملونقل، بیمه و واردات را افزایش میدهد و ممکن است کمبودهای مقطعی در کالاهای مصرفی و نهادههای تولید ایجاد کند که ریسک نوسانات بازار را بالا میبرد. بااینحال، تحلیلگران مانند ریچارد نفیو، معمار تحریمهای آمریکا علیه ایران معتقدند که اجرای کامل این تحریمها به دلیل ابهامات حقوقی و مقاومت جهانی، دشوار است.
از سوی دیگر، حمایت چین، روسیه و هند از ایران نقش کلیدی در این مسئله ایفا میکند. چین واردات را بدون گزارش رسمی ادامه میدهد، هند اخیراً محمولهای ۱۱۱ میلیوندلاری وارد کرده، و روسیه با قراردادهای ۲۵ میلیارددلاری هستهای و ۴ میلیارددلاری نفتی، همکاری را تقویت کرده است؛ بنابراین، این شرکا اثرات تحریمها را کاهش میدهند و فرصت خرید نفت ارزان را برای آسیا ایجاد میکنند که به نوبه خود بازار ایران را حفظ میکند.
چشمانداز فروش نفت در دوران پساماشه
درحالیکه بازگشت تحریمها فشار اقتصادی را افزایش میدهد، تجربیات گذشته نشان میدهد که ایران میتواند با تمرکز بر روابط منطقهای مانند امارات و قطر و تولید داخلی، زنجیره تأمین را مدیریت کند. این شرایط چالشبرانگیز بوده و ممکن است رشد اقتصادی را کند کند، اما پتانسیل حفظ صادرات نفت در سطح فعلی، امید به ثبات را زنده نگه میدارد.
پایان/